70درصد طلاق‌ها زیر 30 سالگی است

[ad_1]

محمود گلزاری بعد از ظهر امروز در جلسه ستاد ساماندهی امور جوانان که در سالن همکف ساختمان استانداری برگزار شد، اظهار داشت: 70 درصد طلاق‌ها در زیر 30 سالگی رخ می‌دهد.

وی با اظهار تاسف از وضعیت کنونی جامعه و افزایش آمار طلاق و کاهش ازدواج، گفت: هم اکنون در جامعه سن اعتیاد به نوجوانی رسیده است.

گلزاری افزود: در حال حاضر از هفت ازدواج رخ داده در آذربایجان غربی یک مورد به طلاق منجر می‌شود، این رویداد در حالی است که از هر سه ازدواج رخ داده در تهران یک مورد منجر به طلاق می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: بر اساس نظرات کارشناسان افراد پس از طلاق دچار 15 نوع آسیب اجتماعی و روانی می‌شوند.

وی همچنین از فعالیت 300 سایت همسریابی غیرقانونی و غیراخلاقی در کشور خبر داد و تصریح کرد: فعالیت این سایت‌ها منجر به بروز مشکلات در فضای واقعی می‌شود.

گلزاری با بیان اینکه مشارکت اجتماعی جوانان همراه با توانمندسازی باید باشد، خاطرنشان کرد: مدیران اجرایی باید ابتدا جوان‌باور باشند و سپس جوان‌یاور شوند.

گلزاری خاطرنشان کرد: بی‌رغبتی عده زیادی از جوانان به تشکیل خانواده، تجردهای ناخواسته، بالا رفتن سن ازدواج و کارآمد نبودن روش‌های سنتی برای انتخاب همسر از جمله مشکلاتی است که در مرحله پیش از ازدواج برای جوانان رخ می‌دهد.

وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر از 95 سازمان‌های مردم نهاد آذربایجان غربی فقط 19 سازمان فعال بوده و این موضوع به خاطر بی‌توجهی دولت قبل به امور جوانان بوده است.

معاون ساماندهی امور جوانان وزیر ورزش و جوانان تصریح کرد: از ستاد ساماندهی امور جوانان آذربایجان غربی انتظار می‌رود که در هفته جوان و ازدواج، همه دستگاه‌های اجرایی استان در این برنامه‌ها مشارکت داشته باشند.

منبع: فارس

[ad_2]

لینک منبع

آرژانتین هم از تیم والیبال ایران شکست خورد

[ad_1]

تیم ملی والیبال ایران دیروز در دومین بازی مرحله دوم رقابت‌های قهرمانی جهان از ساعت 16:40 دقیقه به وقت بیدگوشچ و 19:10 دقیقه به وقت تهران در بازی حساسی مقابل آرژانتین قرار گرفت و توانست با حساب 3 بر صفر حریف خود را شکست دهد. شاگردان کواچ در این مسابقه در سه ست متوالی و با نتایج 25 بر 15، 25 بر 23 و 25 بر 16 آرژانتین را مغلوب کردند و جمع امتیازهای خود را به عدد 11 رساندند. پیش از شروع این مسابقه دو تیم به دلیل چهلمین روز درگذشت حسین معدنی، مربی فقید تیم ملی والیبال ایران یک دقیقه سکوت کردند.

احترام دو تیم به دلیل چهلمین روز درگذشت حسین معدنی

آرژانتین، تیمی به سرمربیگری خولیو ولاسکو؛ نامِ آشنای والیبال جهان؛ مردی که سه سال هدایت تیم ایران را برعهده داشت و ظرافت‌های بازی ایران را به خوبی می‌شناسد، اما این شناخت کمکی به آرژانتینی‌ها نکرد که حداقل یک امتیاز از ایران بگیرند. این مسابقه در حالی برگزار شد که ایران در نخستین مسابقه دور دوم خود با نتیجه 3 بر یک استرالیا را شکست داد و جمع امتیازهای خود را به عدد 8 رساند. این در حالی بود که آرژانتینی‌ها در نخستین مسابقه این دور با نتیجه 3 بر یک مغلوب فرانسه شدند.

آرژانتین هم از تیم والیبال ایران شکست خورد

آرژانتینی‌ها فقط یک بار در مسابقات قهرمانی جهان به مدال رسیدند و آن هم به سال 1982 بر می‌گردد که میزبانی رقابت‌ها را بر عهده داشتند و به مدال برنز دست یافتند. این تیم که در رده نهم رده بندی فدراسیون بین المللی والیبال قرار دارد، برای یازدهمین بار به مسابقات قهرمانی جهان پای گذاشته و در 10 دوره اخیر همواره یکی از تیم‌های حاضر در مسابقات بوده است. آرژانتین در سال 2013 در جام پان امریکن تمام تیم‌ها را با نتیجه سه بر صفر شکست داد تا نشان دهد تغییراتی در این تیم به وجود آمده است.

ولاسکو، سرمربی کنونی آرژانیتی‌ها در سال 2011 سرمربی تیم ملی ایران شد و با این تیم به دو قهرمانی در آسیا رسید و این تیم را برای نخستین بار به لیگ جهانی هدایت کرد. موفقیت‌های ولاسکو با والیبال ایران یک بار دیگر نام او را در جهان مطرح کرد تا جایی که آرژانتینی‌ها برای نجات والیبال خود خواستار حضورش در تیم ملی این کشور شوند. ولاسکو هم که به گفته خودش احساس دین به وطنش داشت قرارداد خود با تیم ملی ایران را فسخ کرد و هدایت آرژانتین را بر عهده گرفت.

آرژانتین یک بار در جام جهانی 1998 سه بر صفر ایران را شکست داده و یک بار هم در انتخابی المپیک پکن با حساب 3 بر یک برنده شده، اما در جام جهانی 2011 این ایران بود که طی دیداری مهیج و تماشایی نهایتاً موفق شد 3 بر 2 حریف قدرتمندش را شکست بدهد.

تیم ملی والیبال ایران در سومین مسابقه خود در این مرحله از رقابت‌های قهرمانی جهان روز شنبه از ساعت 22:50 به مصاف لهستانِ میزبان خواهد رفت.

منبع: فارس

[ad_2]

لینک منبع

تمسخر اپل توسط سامسونگ

[ad_1]

شرکت اپل (Apple) سرانجام آیفون 6 با نمایشگر 4.7 اینچی و آیفون 6 پلاس با نمایشگر 5.5
اینچ را معرفی کرد. این در حالی است که آیفون‌های قدیمی‌تر مربوط به زمان
استیو جابز ابعاد 3.5 اینچ داشتند و دو مدل پیشین، یعنی آیفون 5 و 5S به
اندازه 4 اینچ روی آورده بودند.


در پی رونمایی از آیفون 6، سامسونگ موبایل
فیلیپین، توئیتی را منتشر کرده که در آن آیفون را به خاطر افزایش ابعاد
نمایشگر دستگاه‌هایش به سخره گرفته است. توئیت منتشر شده توسط سامسونگ به
جمله معروف استیو جابز اشاره دارد که گفته بود «هیچ‌کس هیچ‌وقت تلفن بزرگ
نمی‌خرد».

تمسخر اپل توسط سامسونگ


سپس آنها در ادامه نوشته‌اند که «ببینید چه کسانی خودشان را غافلگیر کرده و نظرشان را عوض کرده‌اند».


این جمله معروف استیو جابز مربوط به جولای 2010 در کنفرانس مطبوعاتی است که
توسط مدیرعامل آن زمان اپل برگزار شده بود. در آن زمان کاربران آیفون 4
مشکلی داشتند که وقتی دستشان بر روی گوشه سمت چپ دستگاه قرار می‌گرفت، قدرت
آنتن‌دهی آیفون کم می‌شد. این مشکل تا جایی پیش رفت که اپل مجبور شد برای
تمام کاربران آیفون 4 یک بامپر پلاستیکی رایگان بفرستد تا بخشی از مشکل حل
شده و کاربرانش را راضی نگه دارد. وی همچنین در آن زمان تلفن‌های بزرگ‌تری
چون DROID X موتورولا و HD2 اچ‌تی‌سی را یُقُر و بدقواره خواند!


به نظر می‌رسد تلفن‌های اندرویدی هر روز بزرگ و بزرگ‌تر می‌شوند، تا جایی
که سامسونگ تلفن 7 اینچی گلکسی W را در کره جنوبی ارائه کرده است. این
روزها اصلا بعید نیست که یک تلفن 5 اینچی با پسوند «مینی» روانه بازار شود!

منبع: عصر ایران

[ad_2]

لینک منبع

مستند سفر هنرمندان به برزیل

[ad_1]

سیدجواد هاشمی از انتشار مستند سفر هنرمندان به برزیل در ایام برگزاری جام‌جهانی فوتبال 2014، در شبکه نمایش خانگی خبر داد.

جواد هاشمی و سیاوش خیرابی و شریفی نیا در برزیل


جواد هاشمی کارگردان، بازیگر و تهیه‌کننده سینما در گفتگو با خبرنگار مهر
با بیان این مطلب که به زودی مجموعه جذابی از مستند برزیل توسط شبکه نمایش
خانگی به بازار عرضه می شود، گفت: برای گرفتن مجوز مستند برزیل به وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامی درخواست داده ام که هنوز مجوز انتشار این اثر صادر
نشده است.


وی ادامه داد: این مجموعه مستند بی‌شک پاسخی به شایعه‌هایی است که تا
امروز نسبت به سفر بازیگران به برزیل برای حضور در مسابقات جام جهانی
فوتبال 2014 برزیل در جامعه و مطبوعات منتشر شده است. این مستند در نوع خود بی نظیر
است و مجموعه ای است که هم‌زمان می توان آن را یک مجموعه مستند، داستانی و
طنز دانست. در این مجموعه 15 بازیگر تراز اول سینما و تلویزیون ایران حضور
دارند.


هاشمی با اشاره اینکه مجموعه مستند برزیل در 5 قسمت در شبکه نمایش خانگی
منتشر می شود، توضیح داد: شایعه مساوی حاشیه، شلوارک، درباره تقی،
خوش‌گذرونی و جام جهانی نام 5 قسمت این مجموعه است.


وی در پایان تاکید کرد: در حال حاضر 2 قسمت از این مجموعه تدوین و آماده است که امیدوارم به زودی وارد شبکه نمایش خانگی شود.


سفر تعدادی از هنرمندان سینما و تلویزیون به برزیل برای تشویق تیم ملی
فوتبال کشورمان از پیش از سفر آنها تا پایان آن با حاشیه‌هایی مواجه شد.
عده‌ای به نحوه تامین هزینه سفر و عده‌ای هم به پوشش و رفتار هنرمندان در
برزیل انتقاد داشتند.

منبع: خبرگزاری مهر

[ad_2]

لینک منبع

از مهناز افشار عذرخواهی می‌کنم

[ad_1]

اگرچه می‌شد خستگی را در چهره مرضیه برومند دید، اما امروز او نسبت به جلسه قبلی که در تئاترشهر حاضر شده بود،‌ با آرامش بیشتری در نشست حاضر شد. شاید همین آرامش هم بود که باعث شد بگوید: «در جلسه قبلی من خیلی خسته بودم چون کارهای نهایی فیلمم ناگهان خیلی سخت شد، در نتیجه حرف‌هایی زدم که خوب نبود و باید معذرت‌خواهی کنم.»

عذرخواهی مرضیه برومند از مهناز افشار

او ادامه داد: «ما اهل فرهنگ نباید به جان هم بیفتیم. در واقع باید به مسئولان اعتراض کنیم نه این که خودمان را زیر سئوال ببریم.»

برومند در آغاز این جلسه با ارائه آماری از جشنواره توضیحاتی درباره نمایش‌های حاضر در این جشنواره ارائه داد. در این میان البته به عدم همکاری سازمان فرهنگی، هنری شهرداری تهران هم اشاره کرد و گفت: «ما دل‌مان می‌خواست که بعضی از این نمایش‌ها در فرهنگسراها اجرا شود که متاسفانه این اتفاق نیفتاد. به همین خاطر تصمیم گرفتیم هزینه را خودمان تقبل کنیم و کارها را مجانی به فرهنگسراها بفرستیم تا اجرا شوند، که آن هم نشد. این خیلی جالب است که وقتی می‌خواهیم مجانی هم در فرهنگسراها برای مردم برنامه بگذاریم باز هم شرایطی پیش می‌آید که این اتفاق نمی‌افتد.»

او درباره حاشیه‌های جشنواره هم گفت: «امسال خب کمی جاروجنجال شد. من در جلسه قبلی که اینجا بودم خیلی ناراحت و عصبانی بودم از شرایط فرهنگ و بلاهایی که بر سر آن آمده و همین جا هم از دوستانی که من دیواری کوتاهتر از دیوار آنها پیدا نکردم و بهشان توپیدم معذرت بخواهم. من واقعا باید این حرف ها را به مسئولین بزنم، منظورم از آن حرف‌ها هم اصلا به فرد خاصی نبود، منظورم اشاره به اتفاقی است که در مملکت ما افتاده، این بی‌عدالتی که وجود دارد، هر ماشینی که از بیخ گوش ما می‌گذرد قیمتش به اندازه بودجه جشنواره ماست. و این بی‌عدالتی است دیگر. به هرحال ما از نظام جمهوری اسلامی توقعات بیشتری داشتیم. توقع عدالت داشتیم و در حوزه فرهنگ و هنر قرار نیست این بی‌مهری به فرهنگ را سر هم خالی کنیم.»

منبع: خبرآنلاین

[ad_2]

لینک منبع

متوسط سن ابتلا به ایدز در ایران

[ad_1]

دکتر مینو محرز، رییس مرکز تحقیقات ایدز با اشاره به تدوین برنامه چهارم کشوری کنترل ایدز گفت: استراتژی‌های نوشته شده در این برنامه بر اساس نظرات کارشناسان است و اگر دقیق اجرا شود بسیار موثر خواهد بود.

وی گفت: ایران جزو کشورهایی است که دارای برنامه استراتژیک کنترل ایدز است و برنامه چهارم آن از سال 94 آغاز می‌شود.

متوسط سن ابتلا به ایدز در ایران

محرز در ادامه با تاکید بر لزوم ایجاد همکاری میان وزارت بهداشت و سایر نهادها،ارگان‌ها و وزارتخانه‌ها در زمینه مبارزه و کنترل با ایدز گفت:وزارت بهداشت تاکنون از همکاری سایر نهادها و ارگان‌ها محروم بوده و این درحالیست که مساله ایدز تنها مساله وزارت بهداشت نیست.

وی با بیان اینکه در حال حاضر تنها وزارت بهداشت در این زمینه کار می‌کند، ادامه داد: باید همه ارگان‌ها و نهادها در زمینه ایدز همکاری کنند و وزارت بهداشت نمی‌تواند به تنهایی کاری انجام دهد.

وی با اعلام اینکه به طور متوسط سن ابتلا به ایدز در کشور 25 سال است، گفت: طبق آمار گزارش شده حدود 28 هزار مبتلا در کشور شناسایی شده‌اند. البته در کنار این، آمار تخمینی ما حدود 100 هزار نفر است.

محرز درمورد روند شناسایی و درمان ایدز تصریح کرد: افراد مبتلا به دلیل عدم آگاهی به مراکز درمانی مراجعه نمی‌کنند و در نتیجه روند شناسایی به درستی صورت نمی‌گیرد.

وی راهکار این معضل را آگاهی بخشی وسیع و مستمر از طریق رسانه‌ها عنوان کرد.

منبع: ایسنا

[ad_2]

لینک منبع

اشتون به دنبال توافق در مذاکرات

[ad_1]

کاترین اشتون نماینده اتحادیه اروپا در مذاکرات ایران و گروه 1+5 گفت: ایران و شش قدرت جهانی در مذاکرات هسته‌ای فاصله زیادی با یکدیگر دارند اما این فاصله قابل برطرف کردن است.

کاترین اشتون در گفت‌وگو با خبرنگاران در اوتاوا پایتخت کانادا در خصوص انتظاراتش در مورد دور بعدی مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 که قرار است هفته آینده در نیویورک برگزار شود، گفت: ایران با خواسته شش قدرت جهانی برای محدود کردن برنامه هسته‌ای‌اش فاصله زیادی دارد اما این فاصله در مذاکرات هفته آینده قابل پیمودن است.

اشتون به دنبال توافق در مذاکرات

وی یادآور شد: من امیدوارم که در دور بعدی مذاکرات پیشرفت داشته باشیم اگرچه؛ معتقدم که فاصله زیادی از یکدیگر داریم این احتمال وجود دارد که بتوانیم این فاصله را کمتر کنیم.

وی که به منظور دیدار با وزیر امور خارجه کانادا به اوتاوا سفر کرده بود به خبرنگاران گفت: با آگاهی از این‌که تمام جهان در حال تماشای ماست و انتظار دارد که هرگونه توافقی که صورت می‌گیرد یک توافق خوب و مثبت باشد، ما مصممیم این کار را انجام دهیم.

مذاکرات ایران و گروه 1+5 تا 24 نوامبر سال جاری تمدید شده است.

کشورهای غربی، تهران را به تلاش برای دستیابی به ظرفیت تولید سلاح هسته‌ای متهم می‌کنند. این در حالی است که ایران همواره این ادعاها را رد و تأکید می‌کند برنامه‌ هسته‌ای‌اش ماهیتی کاملا” صلح‌آمیز دارد و به منظور اهداف پزشکی و تولید برق آن را دنبال می‌کند.

منبع: ایسنا

[ad_2]

لینک منبع

چهره‌های قابل اعتماد کدامند؟

[ad_1]

وبسوار:«آمیگدال» یا همان «بادامه» بخشی از مغز
است که اطلاعات مربوط به ترس و همین طور سکس را پردازش می‌کند؛ پژوهش فوق‌العاده جالبِ
دیگری در دانشگاه «پرینستون» انجام‌شده است که نشان می‌دهد این بخش میزان اعتماد پذیر
بودن
چهره‌ی افرادی که با آن‌ها مواجه می‌شویم را نیز تعیین می‌کند؛ اما چطور و بر
اساس چه معیارهایی؟

چهره‌های قابل اعتماد کدامند؟
چهره‌های قابل اعتماد کدامند؟

آمیگدال (بادامک مغز) در مغز انسان به
صورت خودکار از بعضی ویژگی‌های چهره برای تصمیم‌گیریِ خیلی سریع در رابطه با اعتماد
پذیر بودنِ افراد
استفاده می‌کند. به زبان ساده، لازم نیست ما به صورت منطقی به این
موضوع فکر کنیم که «آیا من باید به این فرد اعتماد کنم یا نه؟» مغز ما درست در لحظه‌ای
که چهره‌ی فرد را می‌بینیم از این موضوع آگاه می‌شود.

بر اساس یافته‌های این پژوهشِ دانشگاهِ
پرینستون که توسط نیکولاس اوسترهوف و الکساندر تودوروف اجراشده است، برداشتِ نخستِ
ما (
first
impression
)
از میزان قابل‌اعتماد بودنِ افراد بر اساس ویژگی‌های چهره‌شان شکل می‌گیرد. این پژوهشگران
با استفاده از 96 تصویرِ صورتِ مَرد که با رایانه طراحی‌شده بود، از شرکت‌کنندگان خواستند
تا آن‌ها را بر اساس قابل‌اعتماد بودن یا نبودن قضاوت کنند. یافته‌ها همبستگی قدرتمندی
را بین برخی ویژگی‌های چهره‌ای و اعتماد پذیر بودن نشان داد.

در واقع چهره‌هایی که بخــش داخـلی ابـروهایـشان
به بالا متمایل است، گونه‌های بـرجسته، چــانـه‌ی پهــن و کشیده و تـیـغه‌ی بــینی
فرورفته‌ای نــدارند (تصویر سمت راست)، قابل‌اعتمادتر به نظر می‌رسند؛ و همین طور چهره‌هایی
که بـین دو ابرویشان به پـایین کشیــده شده، گونه‌های فرورفته، چانه‌ی کوتاه و تـیـغه‌ی
بـــینی فرورفته‌ای دارند غیرقابل‌اعتماد به نظر می‌رسند.

نکته‌ی عجیب اینجاست که تمام این بررسی‌ها
را آمیگدال در کسری از ثانیه بعد از مشاهده‌ی چهره‌ی فرد انجام می‌دهد، بدون این‌که
خود فرد از این محاسبات باخبر باشد؛ او فقط حس می‌کند این چهره قابل‌اعتمادتر است.
اگر از او بپرسند چرا؟ طبعاً نخواهد گفت به خاطر حالت ابروها و گونه‌هایش!

در مقاله‌‌ای که صحبتش را کردیم این‌طور
ذکرشده است که این حالت‌های چهره احتمالاً بازمانده‌ی یک غریزه‌ی مفید است: اگر کمی
در حالت‌هایی که به چهره‌ی قابل‌اعتماد نسبت داده‌شده اغراق کنیم، به چهره‌ای که حالت
خوشحالی را نشان می‌دهد خواهیم رسید – با حالت خمیده ابرو به داخل و گونه‌های بالا
آمده که ناشی از لبخند است – که با رفتار و ویژگی‌های مثبت همبستگی دارد، از آن
طرف حالت اغراق‌شده‌ی چهره‌ی غیرقابل‌اعتماد شبیه به خشم است که حالت چهره‌ای هشداردهنده
و بالقوه خطرناک دارد. پس منطقی است که از فردی که چهره‌اش حالتی شبیه به خشم و عصبانیت
دارد بپرهیزیم.

با این حال چه این قضاوت ناخودآگاه درباره‌ی
اعتماد پذیر بودن یا نبودن افراد صحیح باشد چه نباشد، دانستن این‌که ریشه‌ی این قضاوتِ
ما درباره‌ی افراد به چه چیزهایی برمی‌گردد می‌تواند بسیار کاربردی و گاهی حیاتی باشد.
اگر همه‌ی دلایل منطقی برای اعتماد کردن به فردی وجود دارد جز آن حالت حسی، بهتر است
در نظر داشته باشیم که این حس از حالت‌های چهره‌ای برمی‌خیزد که می‌تواند کاملاً تصادفی
و گول زننده باشد.

پس اگر فرصت داریم که فکر کنیم و بعد تصمیم
بگیریم، بهتر است فکر کنیم و به نتیجه فکرمان اعتماد کنیم و در این رابطه به حسمان
که می‌تواند بسیار ظاهربین باشد با احتیاط اعتماد کنیم.

آرشیو وبسوار



[ad_2]

لینک منبع

مصاحبه با «آزاده نامداری»

[ad_1]

اولین باری که جلوی دوربین نشست، مجری نبود. یک شاعر جوان بود، مهمان یکی از برنامه های شبکه جام جم. هیچ فکر نکرده بود از تابستان 84 هر روز باید روبروی دوربین یک برنامه تلویزیونی اجرا کند.

روبروی دوربین شبکه «زاگرس» (کرمانشاه) و برنامه «خط مستقیم» در شبکه تهران تا به «تازه ها» برسد؛ به برنامه ای که چهار سال آن را اجرا کرد و اسم او را سر زبان ها انداخت.

حالا همه از دختر جوانی به نام «آزاده نامداری» حرف می زدند که به سبک عادل فردوسی پور اجرا می کند. با همان تندتند حرف زدن ها و خنده ها و حرکت دست ها. خودش هم می گفت شاید 10 سال بیدار ماندن در دوشنبه شب ها و تماشای «نود» روی او تاثیر گذاشته یا شاید هم ژنتیکی باشد!

خودش اما نمی‌خواست مجری باشد. فارغ التحصیل رشته مدیریت صنعتی بود اما دلش می‌خواست پشت صحنه کار کند. متن و نمایشنامه بنویسد اما از همان «تازه‌ها» تصمیم گرفت مجری باشد و «غیرمنتظره» و «جمع‌ما» را هم اجرا کرد.

آزاده نامداری مجری تلویزیون

در روزهای غیبت اجرای اجباری در تلویزیون، برنامه هم ساخت و از نویسندگی و اجرا تا تهیه‌کنندگی «خانمی که شما باشی» را تجربه کرد. خانم مجری هنوز به اندازه همان روزها تندتند حرف می‌زند اما دنیای آرام‌تری را تجربه می‌کند و از یک رشته فنی به تحصیل در رشته روانشناسی رسیده. اینها جواب‌هایی است از دنیای این زن در آستانه 30 سالگی با 10 سال سابقه اجرا در تلویزیون.

طولانی‌ترین روز زندگی‌تان کی بود؟

یک روز صبح در دانشگاه که بابام بهم زنگ زد. بابام همیشه انرژی مثبت و خبر خوش دارد ولی آن روز گفت بابابزرگم فوت شده. بابابزرگم تهران نبود و من هم در یک سال گذشته‌اش به دلیل گرفتاری های شخصی نرفته بودم بهشان سر بزنم. هر روز می گفتم می‌روم سر می‌زنم ولی هر روز هم این موضوع را به تعویق می‌انداختم.

هیچ وقت از فکرم عبور نمی‌کرد که فرصتم تمام شود. تا بروم خانه لباس عوض کنم و سوار ماشین شوم و در جاده به خانه‌اش برسم، احساس می‌کنم آنقدر طول کشید که بیشتر از 12-10 ساعتی بود که توی راه بودم. تلخی آن روز هنوز در ذهنم مانده. خواب پدربزرگم را هم زیاد می بینم. در خواب هم دقیقا همین را می بینم که مواظبش نبوده ام. احساس می کنم او به مراقبت و کمک نیاز داشت و من نبودم. وقتی کاری از دستم برنمی آید، خیلی غم انگیز است.

اگر آخرین بازمانده زمین باشید، چکار می کنید؟

از الان زمین مال من است. پس احتمالا شروع می کنم به سیاحت و گشتن. سر می‌زنم به همه سوراخ سنبه هایی که وقتی همه بودند، نمی توانستم در آنها سرک بکشم. همه وقتم را می گذارم برای گشت و گذار. احتمالا اولین مقصدم مکه است چون وقتی تنها باشم احتمالا بیشتر از تفریح، به چیزی نیاز دارم که نترسم. رفتن به جایی مثل رم هم خوب است اما آنجا آدم فقط می تواند چرخی بزند و برگردد ولی احساس امنیت نمی کند. تنها جایی که فکر می کنم آرامش دارم، مکه است. خود مسجدالحرام.

هواپیمای شما دارد سقوط می کند، آخرین لحظه عمر چی از فکرتان می‌گذرد؟

جمله همیشگی ام این است که «خدایا ببخشید. خیلی زیاد» چون ممکن است سهوا و وقت هایی که از دایره کنترلم خارج بوده، آدم ها را ناراحت کرده باشم. خدا کسی مثل «حر» را بخشیده، پس ما را هم می بخشد اما به این فکر می کنم که پس از آن لحظه ها، به جای خوبی می روم؛ چون همیشه اینجا احساس تنگی و در فشار بودن دارم. اگر خدا من را ببخشد، جایی که می روم بهتر است و حالم خوب تر.

اگر دوباره دنیا می آمدید، همین مسیری را که الان طی کردید، انتخاب می کردید؟

نه، دلم می خواهد چیزهای جدیدی را امتحان کنم؛ اگر من یک کارمند بانک یا خانم نقاش بودم، زندگی ام چه شکلی می شد یا اگر در هلند به دنیا می آمدم چی. الان در آستانه 30 سالگی اعلام می کنم در این دنیا هیچ خبری نیست!

آزاده نامداری

تجربه اولین عشقتان چطور بود؟

فوق‌العاده خوب. از صمیم قلب دلم برای کسی که نمی‌تواند عشق داشته باشد، می‌سوزد. بزرگترین نیاز یک انسان در زندگی عشق است.

عشق مثل آب حیات می‌ماند. آدم می‌تواند عاشق مادر و کار و کتاب خواندن و هر چیز دیگری باشد اما عشق به معنای عامیانه‌اش، یعنی انسان دیگری را دوست داشتن هم باید در زندگی آدمی اتفاق بیفتد. به قول حضرت حافظ «هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق/ بر او نمرده به فتوای من نماز کنید» ممکن است آدم در کل زندگی اش زمان‌هایی سکوت عاطفی داشته باشد اما عشق یک اتفاق فوق‌العاده است که آدم باید تا آخر عمرش داشته باشد.

آدم‌ها در سنین مختلفی این عشق را تجربه می کنند، من هم اولین باری که یک آدم را در زندگی ام دوست داشتم، همیشه او را بیش از خودم دوست داشتم. می خواستم همه چیز او خوب باشد. اگر من و او روی زمین تنها بودیم و فقط یک پرس غذا داشتیم، حتما می گفتم «تو بخور، من نمی خورم». به خاطر همین فکر می کنم خیلی آدم خوشبختی هستم که این احساس را تجربه کردم.

دوست دارید جای کدام کاراکتر فیلم‌های عاشقانه باشید؟

جای رویا (هانیه توسلی) در فیلم «شب های روشن». یا جای زهرا سادات (نگار جواهریان) در «طلا و مس». همیشه دوست داشته‌ام چنین زنی باشم. اگر بخواهم زنی بسازم، حتما چنین زنی می‌سازم؛ زنی که به خانواده و همسر و بچه‌هایش تعلق خاطر دارد و خوشبخت است و عاشق.

چیزی که دکمه عشقتان را فشار می‌دهد چی است؟

بو. در موقعیت های عاطفی بیشتر از هر چیزی، بو را به ذهن می سپارم. به خاطر همین ممکن است مثلا وقتی دارم سبزی پلو و ماهی می خورم، یکهو اشکم دربیاید! اما ممکن است یک آهنگ عاشقانه پخش کنید و هیچ حسی نداشته باشم. اساسا آدم عاشق پیشه ای نیستم.

بیشتر از هر چیزی، سرکشی در من نمایان است و تا زمانی که چیزی را تجربه نکنم، حرف دیگران را گوش نمی‌کنم. وقتی دست و دلم سوخت، حرف کسی را باور می‌کنم. این نقطه ضعف بزرگ من است.

تلخ‌ترین و شیرین‌ترین خوابی که تا حالا دیدید چی بوده؟

در زندگی‌ام روزهایی را تجربه کردم که اگر خواب بود، وقتی بیدار می‌شدم صدقه می‌دادم و می‌گفتم کابوس بود؛ اما این روزها را با چشمانم دیدم و خواب نبود و از خواب هم تلخ تر بود اما خواب‌های خوبم بیشتر و عمیق‌تر از خواب‌های بدم بوده‌اند.

اگر حق داشتید از خدا یک سوال بپرسید، چی می‌پرسیدید؟

جایی در فیلم «از کرخه تا راین» هست که علی دهکردی کنار رود راین نشسته و می‌گوید «خدایا چرا من؟ چرا اینجا؟ چرا چشم هام رو از من گرفتی؟ چرا چشم هام رو بهم پس دادی؟» من آن تکه فیلم را خیلی دیدم. بعدش هم صدای این دیالوگ را داشتم و بارها توی ماشین به آن گوش می دادم. لحظه هایی در زندگی ام بوده که کنار اتوبان و پارک این صدا را بلند کرده ام و عین او گفته ام «خدایا چرا من؟ چرا من را اینجوری امتحان می کنی؟»

یک اعتراف کنید.

به نظر آدم زبل و بچه پررویی می‌آیم اما حرف آدم‌ها را زود باور می‌کنم. از همه دوستان و اطرافیانم خواهش می‌کنم به من دروغ نگویید و از اینکه حرف‌هایتان را زود باور می‌کنم، لذت نبرید!

می‌توانید جایی، کسی، چیزی را نام ببرید که زندگی‌تان را به دو قسمت قبل و بعد تقسیم کرده باشد؟

تلویزیون. من وقتی 20 ساله بودم مجری برنامه «تازه ها» بودم. کم کم در موقعیتی قرار گرفتم که متوجه شدم دیگر نمی توانم راحت باشم چون زیر نگاه آدم‌ها هستم. آدم ها به لباس‌ها، حرف‌ها، دوستان و جاهایی که می‌روم، نگاه می‌کنند. به خاطر همین دیگر نمی‌توانستم آنقدر سرخوش و کودکانه رفتار کنم و خلوتم را از دست دادم. قبل از آن روزها بیشتر خودم بودم و بعدش کمتر خودم بودم.

دوست داشتید استعداد چه کاری را داشته باشید که الان ندارید؟

آدرس پیدا کردن! من اصلا آدرس ها را خوب پیدا نمی کنم. اگر گذری بخواهم جایی جز مسیرهای هر روزه بروم، باید 5 بار بروم تا بتوانم دفعه بعد پیداش کنم! همیشه به آدم هایی که با یک آدرس به کوچه پسکوچه ها می رسند حسادت می کنم. در رانندگی خدا را شکر همه تجربه های جذاب مثل چپ کردن و تصادف کردن را دارم اما هوش آدرس پیدا کردنم هیچ وقت قوی نمی شود.

دوست دارید چطوری بمیرید؟

کاش سی و هفت، هشت سال بیشتر عمر نکنم! (البته امیدوارم مامانم ناراحت نشود!) ابدا از خدا عمر طولانی نمی‌خواهم. دوست دارم در خواب بمیرم. مثل فیلم «مادر». دوست دارم وقتی می‌میرم، مردم جای خالی‌ام را حس کنند. مثل آقای معدنی، مربی والیبال که همین روزها فوت کرد. او در روزهایی فوت کرد که والیبال در اوج بود و برای مردم مهم.

خدا چقدر یکی را دوست دارد که در چنین روزهایی فوت می کند و نبودن آنها حسرت دارد. کاش من هم وقتی می میرم، بگویند «آخی، مرد». کاش نبودن من حس شود. به خاطر همین خواهش می کنم وقتی مردم، شب اول من را تنها نگذارید.

به نظر شما آخرش چی می‌شه؟!

دنیا بدون ما هم می‌چرخد. دوست دارم آخرالزمان حضور داشته باشم چون می‌گویند در دوران ظهور، احوال خوبی بر زمین حاکم است. خدا وعده داده که آخرش خوب است و من به این وعده ایمان دارم. من خودخواه هم هستم و دوست ندارم دنیا بعد از من ادامه داشته باشد! چون اگر بعد از من کیف کنید، ناراحت می‌شوم!

منبع: جام جم سیما به نقل از مجله همشهری جوان

[ad_2]

لینک منبع